چرا بايد اهميت ميدي

چون رهبر روسیه می داند که چگونه مخالفان را کوبنده کند.

گرفته شده با هم، اعتراضات در بلاروس و مسمومیت از حریف کرملین الکسی Navalny – توسط آنچه پزشکان آلمانی در حال حاضر می گویند عامل عصبی Novichok بود – شیر به تمایل ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه برای جلوگیری از چالش های جدی تر به کنترل خود و رژیم خود را.

عملاً مسلم است که اثر انگشت پوتین هرگز بر روی مسمومیت نوویچوک یافت نخواهد شد (به ویژه همان دارویی که برای مسموم کردن سرگئی اسکریپال جاسوس کا گ ب و دخترش در بریتانیا در سال ۲۰۱۸ استفاده می شود). به این دلیل است که پوتین نیازی به دادن دستور مستقیم یا امضای یک تکه کاغذ ندارد زمانی که سرویس های امنیتی و نزدیک ترین هوادارانش نسبت به نیازهای او بسیار حساس هستند و چه چیزی او را خشنود خواهد کرد. من کاملا مطمئنم که آنچه در جریان است یک نسخه روسی از چیزی است که در رایش سوم به نام “کار به سمت پیشوا” است. به عبارت دیگر هیتلر همیشه مجبور نبود مستقیماً چیزی سفارش دهد یا دستورالعملی را امضا کند. سرسکوران او در اطراف او بوده اند، مشاهده می کردند که چه چیزی او را خشنود می کند، و می دانستند که بدون ترس از تضمین و با اطمینان از تأیید چشمک زدن چه کاری می توانند انجام دهند. بنابراین در همه احتمال، سموم ناوالنی صرفاً «به سمت پوتین کار می کردند» بودند.

ناوالنی ماندگارترین حریف صریح پوتین و حزبش روسیه متحد بوده است که ناوالنی در سال ۲۰۱۱ برچسب حزب «کلاهبردارها و دروغگوها» را بر آن داشت. او در اعتراضات بی سابقه بزرگی علیه تقلب در انتخابات به برانگیختن رای دهندگان علیه پوتین در آن سال کمک کرد. او در انتخابات به چالش کشیده است و علیه نامزد پوتین برای شهردار مسکو در سال ۲۰۱۳ نامزد شده و ۲۷ درصد برنده شده و دوباره مدعی تقلب شده است. همچنین ناوالنی رسانه های اجتماعی علیه پوتین را موثرتر از هر چهره مخالف دیگری بسیج کرده است – و رژیم نتوانسته است با ارعاب های قبلی که شامل حملات فیزیکی و زندان ها شده است، او را ساکت کند.

این امر تا آنجا به بلاروس متصل می شود چرا که رویدادهای آنجا پوتین را نسبت به مخالفت در کشور خودش حساس تر می کند. بلاروس بر خلاف بیشتر در منطقه، آنقدر از نظر فرهنگی، زبانی و اجتماعی شبیه روسیه است – که اساساً آینه ای از کشور خود پوتین است – که هر گونه پیشرفت به سمت یک جامعه بازتر و کمتر استبدادی در آنجا می تواند روس ها را برای همین کار گرسنه تر کند. این امر همچنین عاملی در تلاش پوتین برای بی ثبات کردن و افول تقسیم در اوکراین، بزرگترین کشور اسلاوی غیر روسی منطقه بود که بیشتر روس ها آن را به طور یکپارچه به آن ها متصل می بینند.

یکی دیگر از انگیزه ها در هر دو بلاروس و اوکراین نگرانی روسیه در مورد هر یک از آنها رانش به سمت غرب از نظر سیاسی است. این یک مشکل حادتر و فوری تر در اوکراین بود که در زمان حمله پوتین با اتحادیه اروپا در مورد توافق احتمالی انجمن صحبت می کرد. بلاروس هیچ جا به آن نزدیک نیست، اما اگر رئیس جمهور لوکاشنکو سرنگون می شد، انتخابات جدید برگزار می شد و قانون اساسی دموکراتیک جدیدی نوشته می شد – و اگر این کار برای مدت بسیار طولانی تحمل می شد – احتمال رویکرد به اتحادیه اروپا رشد می کرد. در آن مرحله تمایل به عضویت در ناتو حتی می تواند قابل تصور باشد و این امر احتمالاً مورد تأیید اعضای هم گروه ناتو بلاروس قرار خواهد گرفت: لتونی، لیتوانی و لهستان. اگر این موضوع در نهایت به وجود می آمد، ششمین کشور ناتو را به پنج کشور هم مرز با روسیه (لتونی، لیتوانی، استونی، نروژ و لهستان) اضافه می کرد.

اضافه کردن به نگرانی های پوتین این است که او در حال حاضر اعتراض بیشتری را در خانه به ویژه در شرق دور تجربه می کند، جایی که مردم از برکناری یک رهبر مردمی ناراحت هستند. پوتین همچنین شاهد افت چشمگیر محبوبیت خود – از ۸۵ درصد پنج سال پیش به ۵۹ درصد در بهار امسال بوده است؛ جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله به ویژه بحرانی هستند که تنها ۱۰ درصد می گویند به او اعتماد دارند.

چه چیز
آیا این برای بلاروس معنی می دهد؟

با تضعیف قدرت لوکاشنکو، پوتین به مهم ترین بازیکن بلاروس تبدیل شده است. او کاری را که لازم است انجام خواهد داد تا اطمینان حاصل شود که بلاروس به نوع جامعه ای تبدیل نمی شود که روس ها ممکن است به آن حسادت کنند. او سعی خواهد کرد از استفاده از ارتش خود برای مداخله آشکار اجتناب کند، بیم آن می رود که این امر دور دیگری از تحریم های غرب را برانگیخت. به احتمال زیاد نفوذ نهادهای بلاروس توسط سرویس های امنیتی خود و یا قائم مقام خود را در تلاش برای اعمال کنترل غیر مستقیم و اطمینان حاصل شود که سیاست های مینسک و تلفظ کانال از طریق کرملین است. و او همیشه گزینه نفوذ به عوامل با لباس های بی نشان را دارد همان طور که در کریمه برای کمک به فرونشاندن اعتراضات انجام داد. در چنین تلاش هایی بعید است روسیه با مقاومت دستگاه امنیتی بلاروس مواجه شود که احتمالا منافع و آینده خود را که با حفظ کنترل تنگاتنگ مرکزی گره خورده است، می بیند.

در حالی که پوتین لوکاشنکو را تبلیغ خواهد کرد، اگر فکر می کرد این کار آرامش را بدون تغییر اساسی پویایی بلاروس تسهیل خواهد کرد، او را در یک دقیقه قربانی خواهد کرد. مقامات روسیه در حال حاضر در حمایت از نوعی از همه پرسی و انتخابات جدید اشاره – چیزهایی که آنها در نهایت می تواند تایید، در انتظار صحنه مدیریت آنها، اگر آنها به این نتیجه رسیدند که این تنها راه برای جلوگیری از مخالفان به دست گرفتن کنترل از طریق اعتراضات است.

در این کار از ماهیت تمرکز نشده مخالفان کمک می شد. با وجود اشتیاق، پافشاری و شجاعت مخالفان رژیم، به نظر نمی رسد که آنها یک رهبر بلامنازع و به طور گسترده پذیرفته شده داشته اند، هر چند Sviatlana Tsikhanouskaya نامزد سابق ریاست جمهوری، که اکنون در لیتوانی است، برجسته ترین سخنگوی بوده است.

وضوح بیشتری در مورد آنچه که آنها می خواهند از شر – لوکاشنکو – از اهداف و استراتژی های آینده فراتر از خروج لوکاشنکو، آزادی زندانیان سیاسی و انتخابات جدید وجود دارد. و Tsikhanouskaya، در آخرین اظهارات خود، متوقف شده است کوتاه از درخواست برای هر گونه حمایت غربی، و هیچ چیز او می گوید هنوز بازیگران ضد روسی است. نه تنها روابط قابل توجهی بین مردم روسیه و بلاروس وجود دارد، بلکه بلاروس به خاطر نیازهای انرژی اش که بخش قابل ملاحظه ای از تولید ناخالص داخلی خود را به پیش می راند، کاملا وابسته به روسیه است.

در نهایت، هنگامی که پوتین بیش از شانه خود را در نخبگان روسیه است که حمایت از او نگاه می کند، او باید تعجب اگر آنها – تماشای آنچه در بلاروس اتفاق می افتد – ممکن است داشتن افکار دوم در مورد داشتن تغییرات قانون اساسی خود را به ماندن در قدرت تا سال 2036. و ممکنه باشن. که دلیل دیگری برای پوتین برای یافتن راهی برای پایان دادن به اعتراضات بلاروس به پایان مسالمت آمیز، با لوکاشنکو یا بدون آن است.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de